تبلیغات
هنر;روح زندگی - رسانه های هنر
همه ی زندگی راهنرفراگرفته است فقط بایدکمی دقت کرد,کمی بیشتربه زندگی توجه کن,آن زمان است که همه چیزرادرخواهی یافت!!!


   درزمینه هر اثر هنری باید به سه مورد توجه کرد:

1-تکوین اثر هنری 

2- آیا اثرهنری یاصناعت یک ابژه قابل دسترس همگانی است یا چیزی است که هنرمند آن را ساخته ومورد توجه مخاطبان قرارگرفته است.

3-تاثیرات اثر هنری بر مخا طبان.

مورد نخست در قلمرو خلق اثرهنری شامل همه حالات ذهنی هنرمند,چه ضمیر خودآگاه وچه ناخودآگاه ,می شود همچون هدف ونیت او در
مورد اثرهنری ونیزعواملی که به این حالات ذهنی می انجامد.برای مثال روح زمانه,اوضاع سیاسی-اقتصادی زمانه,مبادله عقاید با سایر هنرمندان وغیر آن.
هر عاملی که سبب شکل گیری اثر هنری در ذهن هنرمند شده است تحت این عنوان قرار می گیرد. تجاربی که در خلق اثر هنری در هنرمندپدید آمده است تجربه هنری او را شکل می دهد.
مورد دوم معمولا خود اثر هنری نامیده میشود.طبق نوشته بعضی از نویسندگان از جمله فیلسوف ایتالیایی بندتوکروچه,اثر هنری فقط در ذهن هنرمندموجود است وصناعت فیزیکی آن فقط نمود وشمایی از این اثر هنری است.
لیکن درکاربرد معمولی وروزمره ونیز کاربرد اکثر فیلسوفان هنر,اثرهنری همان صناعت فیزیکی است که در رسانه های فیزیکی وجود پیدا می کند.
آنچه که در ذهن خالق هنر ادامه می یابد,همان است که در مورد نخست بدان ها اشاره شد.
مورد سوم شامل همان تاثیرات اثر هنری بر افرادی است که در ارتباط با آن قرار می گیرند, چه بازتاب های زیبایی شناختی و چه غیر زیبایی شناختی
ونیزتاثیر اثرهنری برفرهنگ وموقعیت دانش وعلم واخلاق رایج وغیر آن است.تجربه ای که موجب توجه نگرنده به اثر هنری من حیث خود اثر هنری
نه به دلیل نتایج نهفته درآن می شود,زیبایی شناسی نام دارد,البته نباید فراموش کرد که هنر تاثیراتی دارد که زیبایی شناختی نیست.تجربه زیبا شناختی به مصرف کننده هنر تعلق دارد ودرمقابل آن تجربه هنری است
که به خالق هنر متعلق است هر اثر هنری در یک رسانه چهره می بندد
یعنی ابژه های فیزیکی چند یا یک سلسله از وقایع وجود دارد که اثر هنری بوسیله آنها واز طریقحواس مخاطب:شنونده,نگرنده وخواننده ارتباط برقرار می کند در نقاشی این رسانه رنگ است;ذرپیکرتراشی موادی چون سنگ,چوب ویا گچ است.
درآغاز گمان می رفت که رسانه موسیقی مرکب ازپارتیتورهای موسیقی است که موسیقی دان بر اساس آنها نت های خود را می نویسد,اما نت های نوشتهشده حاوی موسیقی نیست ,آنهایک رشته از کلیدهای بصری برای تهیه صداهایی است که به وسیله آلات مختلف تولید می شود.
اگر موسیقیدانی حافظه قوی داشته باشد,نیازی به پارتیتورهای نوشته شده ندارد;درواقع موسیقی مدت ها پیش از آنکه پارتیتورهای مکتوب به وجود بیاید
وجود داشت وسال به سالیا نسل به نسل وسینه به سینه اجرا می شد.
 پس می توان پذیرفت که رسانه موسیقی عبارت است ازامواج فیزیکی صدا که از طریق آن آهنگ هابه ضمیر خود آگاه شنونده وارد می شود وحس می آفریند.
 رسانه ادبیات فی الوقوع واژگانند,البته نه واژگان مجردموجود در ذهن,بلکه واژگان محاوره ای به گونه شفاهی یا مکتوب.پس رسانه فیزیکی ادبیات,
یا شنیداری یا دیداری است,گو اینکه آنچه توسط این رسانه منتقل می شود این گونه نیست.

 

منبع:فلسفه هنر وزیبایی شناسی

تالیف:جان هاسپرز. راجر اسکراتن




نوشته شده در تاریخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 توسط Reyhaneh Kolahdouzan
درباره وبلاگ
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر

این صفحه را به اشتراک بگذارید
Google Search by Www.WebHex.Ir



وب هكس

وب هكس

وب هكس

(بهترین لینک باکس)
افزایش آمار بازدید

مدل لباس

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ

كد ماوس